كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

718

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

اغلان و لوينا توخان پناه به درگاه عالم‌پناه آورده قجرچى شد و به طرف قلعهء سمسم رفته و آن ولايت را گرفته در آن راه حشم بسيار به دست داد و آن حضرت فرمود كه هركه سر اذعان بر خط فرمان نهد از اسرو غارت امان يابد و هركه عنان ارادت به دست شقاوت دهد و تير بىتدبيرى از كمان گمان اندازد در معرض سياست آيد و آن حضرت را شعلهء قهر برافروخت و تر و خشك آن ممالك را درهم سوخت . جمعى را به تيغ بىدريغ كار ساخت و فوجى را دست و پا بسته از قلهء كوه به زير انداخت و مجموع كليسياها و آتشكده‌ها كه معابد اصنام بود آتش زده با خاك يكسان ساخت و ساير مفسقه‌هاى ملل مختلفه را ويران كرده از بنياد برانداخت و مال عالم به دست آورده متوجه دامنهء آوار « 1 » شد و آن نواحى را تاخته اسير كردند و ديگر قلاع و بقاع و ديار و امصار در تصرّف سپاه تسلّط شعار درآمد كه تفصيل مقال در آن احوال موجب ملال است و رعاياى بيشكند كه پيشتر به اردوى همايون آمده بودند و يرليغ جهان مطاع گرفته و سيورغال امان يافته اين كرّت نيز به همان نيكوكارى محفوظ ماندند و هيچ آفريده متعرّض ايشان نشد . مصرع به باغ دهر همان بدروى كه مىكارى و موسم قشلاق رسيده و بغازقم را لايق ديده در آن موضع زمستان گذرانيد و چون ايام سرما گذشت و از نسيم ارديبهشت صحارى دشت رشك بستان ارم و غيرت باغ بهشت گشت ، از آن مقام نهضت نمودند . وقايع سنهء تسع و تسعين و سبعمائه ذكر تتمهء قضاياى دشت قبچاق حضرت صاحب‌قران قصد [ فتح ] « 2 » ولايت مابوقو و غازى قوموق « 3 » داشت كه از

--> ( 1 ) . ظف : دامن كوه اوهر . ( 2 ) . س ندارد . ( 3 ) . ظف : ولايت ممقتو و قازى قوموق ( ص 551 ) .